الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

43

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

تصور شى بوجه 1 ) ، تصوره بنفسه 2 ) و لو كان بسبب امر آخر 3 ) و لعل خفاء ذالك على بعض الاعلام 4 ) [ بحثى درباره حقيقت وضع ] 1 ) تصور وضع عام موضوع له خاص 2 ) يعنى وضع عام موضوع له عام 3 ) يعنى ولو اين متصور شدن معناى عام بوسيله يك امر ديگرى غير از عام باشد مثلا از ديدن يك معناى جزئى مثل زيد به معناى عامى مثل انسان برسيم 4 ) شايد بخاطر عدم فرق‌گذارى بين اين دو مطلب ( كه عام مىتواند ، آينه براى خاص و مصاديقش باشد اما خاص نمىتواند آينه براى عام باشد ) باعث شده كه صاحب بدايع الافكار و ديگران قائل به صحت قسم چهارم ( وضع خاص ، موضوع له عام ) شوند . حال در مورد ( وضع خاص ، موضوع له خاص ) مثل اعلام شخصى ، و ( وضع عام ، موضوع له عام ) مثل اسماء اجناس هيچ‌گونه اختلافى نيست اما در مورد ( وضع عام ، موضوع له خاص ) ميان علماء اختلاف هست . « 1 »

--> ( 1 ) - يكى از مهمترين مباحث الفاظ اصول ، بحث وضع است كه پى بردن به قول حق و انتخاب مبناى صحيح در اين بحث در بسيارى از مسائل مانند : حقيقت جملات خبريه و انشائيه اشتراك لفظى ، ماده امر و . . . تأثير بسزايى دارد . ما در اينجا دو راى از بزرگان اصولى كه مورد پذيرش تابعين آن دو قرار گرفته است را بيان مىكنيم تا هم اين بحث روشن‌تر گردد و هم براى انتخاب مبناى صحيح در آينده كارساز باشد . نظر آقاى خوئى ( ره ) : ايشان در ابتدا اقوالى را پيرامون حقيقت وضع مورد نقد ؛ و اشكال و بررسى قرار داده و در آخر نظر خود را بيان مىدارند : قول اول : عده‌اى از اعاظم وضع را از امور واقعيه مىدانند نه از ماهيات زيرا طبق نظر آنان ، وضع نه از مقوله جوهر است و نه در اعراض نه گانه جايگاهى دارد . -